تبلیغات
سرزمین اس ام اس
 
       
نظرسنجی
كدام تیم قهرمان جام حذفی ایران می شود ؟





   
آخرین مطالب
» لوستر دو لامپه ، با امکانات ویژه
» پام درد گرفت ، عمو کی غذا آماده میشه ؟
» اس ام اس سرکاری - سری 5
» ضدحال یعنی ….
» دک و پوزو حال کن لذت ببر !!!
» جدیدترین مدل جراحی در ایران
» کمربند جدید خودرو که آمار تصادفات رو 45 درصد کاهش میده!!!
» مصارف اس ام اس در ایران
» عشق و عاشقی
» بیچاره صندلی
» سیستم عامل جدید ایرانیان (طنز) !!!!!!!!!!
» شعر طنز : مدرک دیپلم
» پیام خوش آمد گویی در پروازهای ایران
» تصمیم قاطع مدیریتی
» جنی و مشت گیری از مردان
» آیـا خـدا وجـود دارد ؟!
» تبلیغات مخصوص شیك پوش ها
» یك داستان عجیب لطفا آن را تا انتها بخوانید
» عاقبت یك دختر بدبخت از بچه گی تا مرگ
» استجابت دعای زوج جوان
» ماشین جدید
» فواید خوشه بندی
» یك داستان عجیب لطفا آن را تا انتها بخوانید
» اثبات دختر با فرمولهای ریاضی
» جك های تركی - سری 2
» همه به جز یک نفر!
» مشترك گرامی
» كاریكاتور مهران مدیری و علی نصیریان
» تست هوش (مردی میان دانه های قهوه)
» طنز جبهه و مطالب خنده دار

                هیچوقت از قبل قضاوت نکن !!!

با ما بهترین ها را تجربه كنید

 

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند. 

مسئول خیریه: آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید. نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟ 

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟ 

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.  

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟ 

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ... 

وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟  

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری دارید ... 

وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟

 

                                             نظر یادتون نره

 

  به اشتراک بگذارید :