تبلیغات
سرزمین اس ام اس
 
       
نظرسنجی
كدام تیم قهرمان جام حذفی ایران می شود ؟





   
آخرین مطالب
» لوستر دو لامپه ، با امکانات ویژه
» پام درد گرفت ، عمو کی غذا آماده میشه ؟
» اس ام اس سرکاری - سری 5
» ضدحال یعنی ….
» دک و پوزو حال کن لذت ببر !!!
» جدیدترین مدل جراحی در ایران
» کمربند جدید خودرو که آمار تصادفات رو 45 درصد کاهش میده!!!
» مصارف اس ام اس در ایران
» عشق و عاشقی
» بیچاره صندلی
» سیستم عامل جدید ایرانیان (طنز) !!!!!!!!!!
» شعر طنز : مدرک دیپلم
» پیام خوش آمد گویی در پروازهای ایران
» تصمیم قاطع مدیریتی
» جنی و مشت گیری از مردان
» آیـا خـدا وجـود دارد ؟!
» تبلیغات مخصوص شیك پوش ها
» یك داستان عجیب لطفا آن را تا انتها بخوانید
» عاقبت یك دختر بدبخت از بچه گی تا مرگ
» استجابت دعای زوج جوان
» ماشین جدید
» فواید خوشه بندی
» یك داستان عجیب لطفا آن را تا انتها بخوانید
» اثبات دختر با فرمولهای ریاضی
» جك های تركی - سری 2
» همه به جز یک نفر!
» مشترك گرامی
» كاریكاتور مهران مدیری و علی نصیریان
» تست هوش (مردی میان دانه های قهوه)
» طنز جبهه و مطالب خنده دار

                كــــــــــــلـــــك رشــتی..!!

با ما بهترین ها را تجربه كنید

 

چند شب پیش در میان مریض ها منشی ام وارد شد و گفت یک آقایی که ماهی بزرگی در دست دارد آمده است و می خواهد شما را ملاقات کند...

مرد میانسالی با لهجه شدید رشتی وارد شد و در حالی که یک ماهی حدودا ده کیلویی دریک کیسه نایلون بزرگ در دست داشت، شروع کرد به تشکر کردن که من عموی فلان کس هستم و شما جان او را نجات دادی و خلاصه این ماهی تحفه ناقابلی است و...

هر چه فکر کردم "فلان کس" را به یاد نیاوردم ولی ماهی را گرفتم و از او تشکر کردم.

شب ماهی را به خانه بردم و زنم شروع به غرغر کرد که من ماهی پاک نمی کنم! خودم تا نصف شب نشستم و ماهی را تمیز کردم و قطعه قطعه نموده و در فریزر گذاشتم.

فردا عصر وارد مطب که شدم دیدم همان مرد رشتی ایستاده است و بسیار مضطرب است.

تا مرا دید به طرفم دوید و گفت آقای دکتر دستم به دامنت... ماهی را پس بده... من باید این ماهی را به فلان دکتر بدهم اشتباهی به شما دادم.... چرا شما به من نگفتی که آن دکتر نیستی و برادرزاده مرا نمی شناسی؟

من که در سالن و جلوی سایر بیماران یکه خورده بودم با دستپاچگی گفتم که ماهی ات الآن در فریزر خانه ماست.

او هم با ناراحتی گفت: پس پولش را بدهید تا برای دکترش یک ماهی دیگر بخرم.

و من با شرمساری هفتاد هزار تومان به او پرداختم.

چند روز بعد متوجه شدم که ماجرای مشابهی برای تعدادی از همکارانم رخ داده است و ظاهرا آن مرد رشتی یک وانت ماهی به اصفهان آورده و به پزشکان اصفهانی انداخته است!

 

  به اشتراک بگذارید :